برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
جمعه بود و مابرای خریدخیابان گردی می کردیم...حوالی منزل یک شهیدکه هردو میشناسیمشو اول خریدمانصحبت از ایشان شد.اذان ظهر شده بودخرید را رها کردیم...مساجد بخاطر نماز جمعه،بسته بودبی تاب شده بودم، همسرم د
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
یک انسانی در درون من داره میگه حرف بزن
بگو
بنویس
هر چی که شد بنویس
اصلا از هر اتفاقی میخواد یه سوژه واسه وبلاگ دربیاره.
چون دلش تنگ شده، همین
ولی
من میدونم
که نوشتن این مدلی
به صلاحم نیست...
یعنی حاضرم یه چیزی بنویسم آروم بشه ها، ولی تا الان هر چی نوشته، دیدم میل به ابرازش ندارم...
خلوتم با خودم دچار اختلال میشه.
و این میشه ابتدای گم شدن هام
گم شدن تو تعبیر و تعریف دیگران...
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
اولین باری که رفتم راهیان
شاعر شدم...
بارها و بارها...
شاید عاشق هم شدم
که واژه واژه
مینوشتم
و سکووووت...
هیچ کس
و هیچ جمعی
خلوت منو بهم نزد...
خلوت آرامش بخشی
که زندگیمو خیلی تغییر داد
نگاهم رو
نگاهم رو...
نگاهم رو عوض کرد...
طلبم رو
خواسته هام رو
واقعا اون اردوی راهیان 93
نقطه عطف زندگیم شد...
*
شعرها
واژه ها
خاطره ها...
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52
برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:52